معلمان بزرگ عصر از قبيل ميوئو، گيدو شوشين و ريوكِن راهبان ذن بودند، كه براي تفكر و تأمل و شهود بيش از خواندن ارزش قايل ميشدند. آيين ذن هيچ كتاب شريعت رسمي نداشت؛ با اينهمه گفته ميشود يكي از بنيانگذارانش به نام ايسائي (دوازدهم ـ 2)، كتابهاي زيادي از چين آورد، كه آنها را ميخواندند. اصل اين است كه بوداييان هم مانند كنفوسيوسيان ناگزير بودند غذاي روحي خود را از مآخذ چيني بگيرند. درواقع پس از استقرار نظام آشيكاگا در سال 1338 واردكردن كتابهاي چيني به اوج خود رسيد و چاپ آثار كلاسيك چيني (كنفوسيوسي، بودايي و عرفي) در ژاپن افزايش چشمگيري يافت
¿ (يادداشت مربوط به آغاز چاپ در ژاپن، در فصل پنجم). گيدو شوشين گلچيني از يكهزار شاعر چيني فراهم ساخت (چاپ كيوتو در سال 1388).
استفاده از زبان ژاپني رو به فزوني داشت. يورين يك مجموعهٴ پزشكي تأليف كرد كه البته بيشتر داراي منشأ چيني بود، ولي به زبان ژاپني نوشتهشد، يا بهتر است بگوييم براي نيازهاي ژاپنيان اقتباس و تنظيم شدهبود. پيروان علوم خفيهٴ مكتب ماجيما اگر چيزي نوشته باشند، به ژاپني بودهاست. تاريخ تائيهِئي كي به ژاپني تأليف شد. ولي براي مهمترين شاهكارهاي زبان ژاپني اين عصر بايد متوجه زمينهٴ كاملاً متفاوتي شويم، يعني نمايشنامهنويسي.
نخستين نمايشنامهٴ مكتوب ژاپني به نام نو1 (به چيني نينگ، يعني توانايي) از شكلهاي اجراي عاميانهتر دنگاكو و ساروگاكو اقتباس شد. دنگاكو رقص و آواز مربوط به جشنهاي برنجكاري را نشان ميدهد؛ ساروگاكو بندبازي و شعبدهبازي و تردستي است. در سايهٴ نبوغ دو بازيگر، نمايشنامهنويس و تهيهكننده به نامهاي كانامي (1333 ـ 1384) و پسر معروفترش سئامي (1363 ـ 1444)، نمايشنامهٴ رسمي نو از اين بازيها پديد آمد.2 تا امروز هم نمايشنامههاي نو از ساختههاي سئامي است.
شعر، موسيقي و رقص در نمايشنامههاي قديم نو بهصورت هماهنگي تلفيق شده بود و متن نمايشنامه از داستانهاي قديمي
ايسه منوگاتاري (آغاز سدهٴ دهم)،
گنجي منوگاتاري (نيمهٴ دوم سدهٴ دهم)، هئيكه منوگاتاري (نيمهٴ دوم سدهٴ دوازدهم)، از گلچين
مان ـ يو ـ شو (مجموعهٴ ده هزار برگي تأليفشده در حدود 750) و از افسانههاي بودايي و شينتو و فرهنگ مردم چين و ژاپن اقتباس ميشد.
توفيق آن رونق ادبي ژاپني براثر حمايت جدي و روشنفكرانهٴ سومين شوگون آشيكاگا يعني يوشيميتسو (1358 ـ 1408، حكومتش 1367 ـ 1395) ميسر شده بود، و بهخاطر اينكه در آن زمان روح ذن بر مردم ژاپن سايه افكندهبود و همهٴ جلوههاي زندگي را تشويق ميكرد ـ نقاشي،
1.nō
2.دكتر شيو ساكانيشي آنان را Kwanze Kwanami Kiyotsugu و Seami Motokiyo ناميده است.